گر به کاشانه ی رندان قدمی خواهی زد.....نقل شعر شکرین و می بی غش دارم

+قسمت نظرات این پست رو باز کردم  هر کس هر موقع دوست داشت میتونه واسه می بی غشی ها یه تفال بزنه و بذاره اینجا...



تاريخ : یکشنبه 1393/09/23 | | نویسنده : شاخ نبات

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری

شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان



تاريخ : چهارشنبه 1393/09/12 | | نویسنده : شاخ نبات



تاريخ : چهارشنبه 1393/09/12 | | نویسنده : شاخ نبات

تلخ و شیرین

غم و شادی اگر از اوست ، زیباست

خوشا آن کس که در غم ها شکیباست

بسا تلخی که شیرین تر ز قند است

ولی در خاطر ما ناپسند است

 

به چشم عارفان هر بد بلا نیست

تمیز تلخ و شیرین ، کار ما نیست

بسا شیرین که تلخی می دهد بار

بسی راحت که آرد رنج یسیار

 

طلا افتد چو در آتش گذارش

چه داند می شود افزون عیارش ؟

بسا بستان که نیش مار در اوست

بسا هجران که وصل یار در اوست

ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 1393/09/09 | | نویسنده : شاخ نبات



تاريخ : یکشنبه 1393/09/09 | | نویسنده : شاخ نبات

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد

مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد

اگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستم

وگر من دست خود خستم همو درمان من باشد

 



تاريخ : یکشنبه 1393/09/09 | | نویسنده : شاخ نبات

 

خوش باش در آن دم که غمی رو به تو آرد

بگذار که غم نیز رود شاد ز دستت



تاريخ : جمعه 1393/08/09 | | نویسنده : شاخ نبات

در خوابهای کودکی ام
هر شب طنین سوت قطاری
از ایستگاه می گذرد
دنباله ی قطار
انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد
انگار
بیش از هزار پنجره دارد
و در تمام پنجره هایش
تنها تویی که دست تکان می دهی
آنگاه
در چارچوب پنجره ها
شب شعله می کشد
با دود گیسوان تو در باد
در امتداد راه مه آلود
در دود
دود
دود ... 
استاد امین پور

دیروز سال روز استاد بوده

یادش گرامی باد



تاريخ : شنبه 1393/07/26 | | نویسنده : شاخ نبات

باز هم من زنده ام، آه ای خدا متشکرم!
باز بـاران بر غبــار شیشه ها، 
متشکرم!
باز هم بیداری و خمیازه و صبحی دگر،
دیدن آئینــه و نــور و صـــدا، 
متشکرم!
باز هم یک سفره و یک چای داغ و نان گرم، 
فرصــت دیــدار تـو در این فضــــا،
متشکرم!
بــار دیگر می تــوانم بــو کنم از پنجـــره، 
یـاس خیــس خانه همسایه را،
متشکرم
گرچه در این وقتِ پُــر، گهگــاه یـادت می کنم، 
خاطرم جمع است می بخشی مرا، 
متشکرم!

من که تسبیح و بی سجاده ام، از من بگیر،

                              این تغزل را به عنوان دعا، متشکرم.                               



تاريخ : پنجشنبه 1393/07/24 | | نویسنده : شاخ نبات

تولدت مبارک ثنا جان...



تاريخ : یکشنبه 1393/07/20 | | نویسنده : شاخ نبات

عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد                عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا

شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد

خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا

+ دوستت دارم ویدایی

+ به مناسبت بزرگداشت حافظ امشب توی وایبر قرار مشاعره گذاشتیم با بچه های کلاس

 



تاريخ : جمعه 1393/07/18 | | نویسنده : شاخ نبات

 

حالا لالای لالای لالالای لای
حالا لالای لالای لالالای لای
یه امشب شب عشقه همین امشبو داریم
چرا قصه دردو واسه فردا نذاریم
یه امشب شب عشقه همین امشبو داریم
چرا قصه دردو واسه فردا نذاریم
عزیزان همه با هم بخونیم که امشب شب عشقه
که امشب شب عشقه
بخندیم و بخونیم بدونیم که امشب شب عشقه
که امشب شب عشقه

 

+ این غزل زیبای خواجه تقدیم به شما:

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف/گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف(طالع=۱۱۰)

+ امشب بالاخره بعد از مدتها یه فرصت نیم ساعته پیش اومد رفتم کلاس حافظ شناسی جای همگی شما سبز

به دوستم غزل گفتم تفال امشب رو برامون زد(دستش مثل خودم مهره) غزلی اومد که چند روزه دارم با صدای هایده گوش می کنم.....تقدیم با یک دنیا مهر:

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی...

+عید عاشقان مبارک...

+ ادامه مطلب...راستی ما شیرازیا مهمون نوازیم دیگه اصلا کارمون درسته اما ببخشید اینجا بساط پذیرایی رو نتونستم فراهم کنم...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 1393/07/18 | | نویسنده : شاخ نبات

یاد ده ما را سخنهای دقیق                   که ترا رحم آورد آن ای رفیق

هم دعا از تو اجابت هم ز تو                   ایمنی از تو مهابت هم ز تو

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن           مصلحی تو ای تو سلطان سخن

کیمیا داری که تبدیلش کنی             گرچه جوی خون بود نیلش کنی

این چنین میناگریها کار تست               این چنین اکسیرها اسرار تست

این چند بیت زیبا از مولاناست استاد پایمرد همیشه سخنرانی هاش رو با این چند بیت شروع می کنه

امشب تالار حافظ بودم بعد از یک جلسه استارتاپی هر چند دیگه زیاد جلسات استارتاپ رو شرکت نمی کنم 

امشب چون کار داشتم و دنبال یک نفر بودم که بتونه یک کاری رو واسم انجام بده رفته بودم که غزل دوستم زنگ زد بیا تالار حافظ سخنرانی استاد هست جاتون خالی خیلی خوب بود با یک ظنز نویس آشنا شدم که آدرس سایتش رو اینجا براتون میذارم جناب راشد انصاری معروف به خالو پیشنهاد می کنم به سایتش سر بزنید 

با خانم دکتر عبدالهی آشنا شدم یکی از اساتید ادبیات و رییس انجمن حافظ شناسی ایران(استاد پایمرد رییس انجمن دوستدارن حافظ هستند) خانم دکتر یک مقاله بسیار زیبا ارایه کردند در مورد الگوهای کهن یونانی و ارتباطشون با اشعار حافظ که در پست بعدی براتون می نویسمش برای من و دوستام که خیلی جذاب بود چون جدید بود، استادم در مورد جمع نقیضین در شعر حافظ و خیال از دیدگاه ابن عربی صحبت کردند.

جای همگی سبز خیلی خوب بود کلی مطلب جدید یاد گرفتم و کلی دیدار تازه کردم...

سایت خالو

http://www.khaloorashed.com/



تاريخ : شنبه 1393/07/12 | | نویسنده : شاخ نبات

بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم

وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

هفت اختر بی‌آب را کاین خاکیان را می خورند

هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم

از شاه بی‌آغاز من پران شدم چون باز من

تا جغد طوطی خوار را در دیر ویران بشکنم

ز آغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدای شه کنم

بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1393/07/09 | | نویسنده : شاخ نبات

 

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند                         با رنگ‌های تـازه مــرا آشنا کند

پاییز می‌رسد که همانند سال پیش                    خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند

او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار                      راز ِ  درخت  باغچـــه  را  برملا  کند

او قول داده است که امسال از سفر                   اندوه‌هــای  تازه  بیــارد ،  خـدا  کند

او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا                   او قـول داده است بـه قــولش وفا کند

پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است                جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند،  وَ خداوندِ فصل ها                      یک فصل را بخاطر او جا به جا کند

تقویـم خواست از تو بگیرد بهـــار را                  تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش ... ، صدای پای خزان است، یک نفر     در  را  به  روی  حضرت  پاییز  وا  کند...

 



تاريخ : چهارشنبه 1393/07/09 | | نویسنده : شاخ نبات

در شبان غم تنهايي خويش،

عابد چشم سخنگوي توام .

من در اين تاريكي،

من در اين تيره شب جانفرسا،

زائر ظلمت گيسوي توام .

 

شكن گيسوي تو،

موج درياي خيال .

كاش با زورق انديشه شبي،

از شط گيسوي مواج تو، من

بوسه زن بر سر هر موج گذر مي كردم .

كاش بر اين شط مواج سياه،

همه عمر سفر مي كردم .



تاريخ : پنجشنبه 1393/06/27 | | نویسنده : شاخ نبات

گفتا كه كيست بر در؟ گفتم: كمين غلا‌مت

 

گفتا: چه كار داري؟ گفتم: مها سلا‌مت

گفتا كه: چند راني؟ گفتم: كه تا بخواني

گفتا كه: چند جوشي؟ گفتم كه: تا قيامت

دعوي عشق كردم سوگندها بخوردم

كز عشق ياوه كردم من ملكت و شهامت

گفتا: براي دعوي قاضي گواه خواهد

گفتم: گواه اشكم زردي رخ علا‌مت

گفتا: گواه جرحست تر دامنست چشمت

گفتم: به فر عدلت عدلند و بي غرامت

گفتا: كه بود همره؟ گفتم خيالت‌اي شه

گفتا: كه خواندت اينجا؟ ‌گفتم كه: بوي جامت

گفتا: چه عزم داري؟ گفتم: وفا و ياري

گفتا: زمن چه خواهي؟ گفتم: كه لطف عامت

گفتا: كجاست خوشتر؟ گفتم: كه قصر قيصر

گفتا: چه ديدي آنجا؟ گفتم: كه صد كرامت

گفتا: چرا خاليست؟ گفتم: ز بيم رهزن

گفتا: كه كيست رهزن؟ گفتم: كه اين ملا‌مت

گفتا: كجاست ايمن؟ گفتم: به كوي عشقت

گفتا: كه چوني آنجا؟ گفتم: در استقامت

خامش كه گر بگويم من نكته‌هاي او را

از خويشتن بر آيي ني در بود نه بامت



تاريخ : پنجشنبه 1393/06/27 | | نویسنده : شاخ نبات

در زدم و گفت کیست؟گفتمش ای دوست، دوست
گفت در آن دوست چیست؟ گفتمش ای دوست، دوست
گفت اگر دوستی! از چه در این پوستی؟
دوست که در پوست نیست؟گفتمش ای دوست، دوست
گفت در آن آب گل دیده ام از دور دل
او به چه امید زیست؟گفتمش ای دوست، دوست
گفتمش اینهم دمیست. گفت عجب عالمیست!
ساقی بزم تو کیست؟گفتمش ای دوست، دوست
در چو به رویم گشود، جمله بود و نبود
دیدم و دیدم یکیست.گفتمش ای دوست، دوست

معيني کرمانشاهي



تاريخ : چهارشنبه 1393/06/19 | | نویسنده : شاخ نبات

ای با تو در آمیخته چون جان ، تنم امشب !

لعلت گل مرجان زده بر گردنم امشب

مریم صفت از فیض تو - ای نخل برومند! –

آبستن رسوایی فردا منم امشب

ای خشکی پرهیز که جانم ز تو فرسود !

روشن شودت چشم ، که تردامنم امشب

مهتابی و پاشیده شدی در شب جانم

از پرتو لطف تو چنین روشنم امشب

آن شمع فروزنده ی عشقم که بَرَد رشک

پیراهن فانوس به پیراهنم امشب

گلبرگ نیَم ، شبنم یک بوسه بَسَم نیست

رگبار پسندم ، که ز گل خرمنم امشب

آتش نه، زنی گرم تر از آتشم ای دوست!

تنها نه به صورت، که به معنا زنم امشب.

 

پیمانه ی سیمین تنم  پُر مِی عشق است

زنهار ازین باده ، که مردافکنم امشب!...

سیمین بهبهانی



تاريخ : سه شنبه 1393/05/07 | | نویسنده : شاخ نبات

...

خدای من همین جاست

کنار تمام

دلواپسی هایم

بغض هایم

خنده هایم

خدای من

نمی ترساند مرا از آتش

اما 

می ترساند مرا از 

شکستن دلی

اشک آوردن به چشمی

ناحق کردن حقی

خدای من می بیند مرا

هر جا که باشم

می فهمد مرا با هر زبانی که سخن بگویم

خدای من حواسش در همه احوال به من است

خدای من مرا از هیچ نمی ترساند

جز بی فکر سخن گفتن و 

رنجاندن دلی

خدای من

خدای تمام مهربانی هاست

...



تاريخ : شنبه 1393/04/28 | | نویسنده : شاخ نبات

کوله بارت را زمین بگذار پس از آنکه به خوبی سنگینیش را آگاه شدی...
بگذار بالهایِ رویِ شانه هایت در نورِ رهایی باز شوند...
بگذار گردو غبارِ این کوله قدیمی از بالهایت فرونشیند...

کوله بارت را زمین بگذار عزیزکم...

میدانم که حرفهای نگفته زیادی را در آن کوله بار گنجانده ای...
می دانم بغضهای زیادی راه گلویت را بسته است...
میدانم حقهایِ پایمال شده بسیاری را به همراه داری...

میدانم زخمهایِ کهنه ات گاه تو را تا سر حدِ نیستی می کشاند...

و نیز خوب میدانم که تو رهایی را سزاواری و توانا...پس..

  کوله بارت را زمین بگذار پس از آنکه درس زندگیت را آگاه شدی...و آموختی که..

وجودی برتر و سزاوارتر از تمامیِ آن بار سنگین داری ...

و بدان که..

"جهان هستی و خداوند خود به حساب آنها رسیدگی میکند"

پس کوله بارت را زمین بگذارو بگذار بالهایت در هوایِ رهایی پروازی دوباره را بیازمایند..
و تو سبکیِ رو ح و جسمت را در آن اوج به پایکوبی خواهی نشست

با تشکر از پگاه عزیز نوشته های یک برنامه نویس



تاريخ : دوشنبه 1393/04/16 | | نویسنده : شاخ نبات

در راه خدا دو کعبه آمد حاصل

یک کعبه صورت است و یک کعبه دل

تا بتوانی زیارت دل ها کن

کافزون ز هزار کعبه باشد یک دل

خواجه عبدالله انصاری...



تاريخ : سه شنبه 1393/02/23 | | نویسنده : شاخ نبات


غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار



تاريخ : چهارشنبه 1393/01/27 | | نویسنده : شاخ نبات

مهربان مراقب

ویدای مهربانم تبریک صمیمیانه ی مرا برای منتشر شدن کتابت پذیرا باش.....

بی صبرانه منتظرم آخر فروردین هستم.......

قلم زیبایت مانا

منتظر نوشته های سرشار از عشق و آگاهی  شما در  سال های آتی و آتی نیز  هستم....

دوستت دارم ویدا جونم.....

 

 

http://vida2251.blogfa.com/

Vida.mahmoodi

 



تاريخ : جمعه 1393/01/22 | | نویسنده : شاخ نبات



تاريخ : جمعه 1393/01/15 | | نویسنده : شاخ نبات

http://axgig.com/images/86022315686790559480.jpg



تاريخ : چهارشنبه 1393/01/13 | | نویسنده : شاخ نبات

 سرتان سبز و دلتان خوش باد جاوید...

+ ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1393/01/12 | | نویسنده : شاخ نبات

http://axgig.com/images/89603877085517374415.jpg

+ با تشکر از بلاگ ناز و نیاز



تاريخ : شنبه 1393/01/09 | | نویسنده : شاخ نبات

باید مرا راهی كنی

من کیستم؟ من کیستم؟  مردی هراسان از خودم

هر لحظه بر می خیزم، از خوابی پریشان، از خودم

در بی نشانی های خود دنبال من بودم ولی

بی پرسه دور افتاده ام  چندین خیابان از خودم

تا چشم می بندم جهان در سایه پنهان می شود

من چشم پوشی می کنم اینگونه آسان از خودم

*******

من می توانم بگذرم اینگونه آسان از تو  و ...

از درد های ساده ی پیدا و پنهان از خودم

آهو تویی، صحرا منم، اما دلم آرام نیست

گاهی گریزان از تو و گاهی گریزان از خودم

آهی فرو می ریزم از پس لرزه های پلک هات

می سازم از هر ناگهان، یک نام ویران از خودم

ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 1393/01/08 | | نویسنده : شاخ نبات

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی   که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش       که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

...حافظا

ادامه مطلب



ادامه مطلب

  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار