گر به کاشانه ی رندان قدمی خواهی زد.....نقل شعر شکرین و می بی غش دارم

+قسمت نظرات این پست رو باز کردم  هر کس هر موقع دوست داشت میتونه واسه می بی غشی ها یه تفال بزنه و بذاره اینجا...



تاريخ : پنجشنبه 1393/06/27 | | نویسنده : شاخ نبات

گفتا كه كيست بر در؟ گفتم: كمين غلا‌مت

 

گفتا: چه كار داري؟ گفتم: مها سلا‌مت

گفتا كه: چند راني؟ گفتم: كه تا بخواني

گفتا كه: چند جوشي؟ گفتم كه: تا قيامت

دعوي عشق كردم سوگندها بخوردم

كز عشق ياوه كردم من ملكت و شهامت

گفتا: براي دعوي قاضي گواه خواهد

گفتم: گواه اشكم زردي رخ علا‌مت

گفتا: گواه جرحست تر دامنست چشمت

گفتم: به فر عدلت عدلند و بي غرامت

گفتا: كه بود همره؟ گفتم خيالت‌اي شه

گفتا: كه خواندت اينجا؟ ‌گفتم كه: بوي جامت

گفتا: چه عزم داري؟ گفتم: وفا و ياري

گفتا: زمن چه خواهي؟ گفتم: كه لطف عامت

گفتا: كجاست خوشتر؟ گفتم: كه قصر قيصر

گفتا: چه ديدي آنجا؟ گفتم: كه صد كرامت

گفتا: چرا خاليست؟ گفتم: ز بيم رهزن

گفتا: كه كيست رهزن؟ گفتم: كه اين ملا‌مت

گفتا: كجاست ايمن؟ گفتم: به كوي عشقت

گفتا: كه چوني آنجا؟ گفتم: در استقامت

خامش كه گر بگويم من نكته‌هاي او را

از خويشتن بر آيي ني در بود نه بامت



تاريخ : پنجشنبه 1393/06/27 | | نویسنده : شاخ نبات

در زدم و گفت کیست؟گفتمش ای دوست، دوست
گفت در آن دوست چیست؟ گفتمش ای دوست، دوست
گفت اگر دوستی! از چه در این پوستی؟
دوست که در پوست نیست؟گفتمش ای دوست، دوست
گفت در آن آب گل دیده ام از دور دل
او به چه امید زیست؟گفتمش ای دوست، دوست
گفتمش اینهم دمیست. گفت عجب عالمیست!
ساقی بزم تو کیست؟گفتمش ای دوست، دوست
در چو به رویم گشود، جمله بود و نبود
دیدم و دیدم یکیست.گفتمش ای دوست، دوست

معيني کرمانشاهي



تاريخ : چهارشنبه 1393/06/19 | | نویسنده : شاخ نبات

ای با تو در آمیخته چون جان ، تنم امشب !

لعلت گل مرجان زده بر گردنم امشب

مریم صفت از فیض تو - ای نخل برومند! –

آبستن رسوایی فردا منم امشب

ای خشکی پرهیز که جانم ز تو فرسود !

روشن شودت چشم ، که تردامنم امشب

مهتابی و پاشیده شدی در شب جانم

از پرتو لطف تو چنین روشنم امشب

آن شمع فروزنده ی عشقم که بَرَد رشک

پیراهن فانوس به پیراهنم امشب

گلبرگ نیَم ، شبنم یک بوسه بَسَم نیست

رگبار پسندم ، که ز گل خرمنم امشب

آتش نه، زنی گرم تر از آتشم ای دوست!

تنها نه به صورت، که به معنا زنم امشب.

 

پیمانه ی سیمین تنم  پُر مِی عشق است

زنهار ازین باده ، که مردافکنم امشب!...

سیمین بهبهانی



تاريخ : سه شنبه 1393/05/07 | | نویسنده : شاخ نبات

...

خدای من همین جاست

کنار تمام

دلواپسی هایم

بغض هایم

خنده هایم

خدای من

نمی ترساند مرا از آتش

اما 

می ترساند مرا از 

شکستن دلی

اشک آوردن به چشمی

ناحق کردن حقی

خدای من می بیند مرا

هر جا که باشم

می فهمد مرا با هر زبانی که سخن بگویم

خدای من حواسش در همه احوال به من است

خدای من مرا از هیچ نمی ترساند

جز بی فکر سخن گفتن و 

رنجاندن دلی

خدای من

خدای تمام مهربانی هاست

...



تاريخ : شنبه 1393/04/28 | | نویسنده : شاخ نبات

کوله بارت را زمین بگذار پس از آنکه به خوبی سنگینیش را آگاه شدی...
بگذار بالهایِ رویِ شانه هایت در نورِ رهایی باز شوند...
بگذار گردو غبارِ این کوله قدیمی از بالهایت فرونشیند...

کوله بارت را زمین بگذار عزیزکم...

میدانم که حرفهای نگفته زیادی را در آن کوله بار گنجانده ای...
می دانم بغضهای زیادی راه گلویت را بسته است...
میدانم حقهایِ پایمال شده بسیاری را به همراه داری...

میدانم زخمهایِ کهنه ات گاه تو را تا سر حدِ نیستی می کشاند...

و نیز خوب میدانم که تو رهایی را سزاواری و توانا...پس..

  کوله بارت را زمین بگذار پس از آنکه درس زندگیت را آگاه شدی...و آموختی که..

وجودی برتر و سزاوارتر از تمامیِ آن بار سنگین داری ...

و بدان که..

"جهان هستی و خداوند خود به حساب آنها رسیدگی میکند"

پس کوله بارت را زمین بگذارو بگذار بالهایت در هوایِ رهایی پروازی دوباره را بیازمایند..
و تو سبکیِ رو ح و جسمت را در آن اوج به پایکوبی خواهی نشست

با تشکر از پگاه عزیز نوشته های یک برنامه نویس



تاريخ : دوشنبه 1393/04/16 | | نویسنده : شاخ نبات

در راه خدا دو کعبه آمد حاصل

یک کعبه صورت است و یک کعبه دل

تا بتوانی زیارت دل ها کن

کافزون ز هزار کعبه باشد یک دل

خواجه عبدالله انصاری...



تاريخ : سه شنبه 1393/02/23 | | نویسنده : شاخ نبات


غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار



تاريخ : چهارشنبه 1393/01/27 | | نویسنده : شاخ نبات

مهربان مراقب

ویدای مهربانم تبریک صمیمیانه ی مرا برای منتشر شدن کتابت پذیرا باش.....

بی صبرانه منتظرم آخر فروردین هستم.......

قلم زیبایت مانا

منتظر نوشته های سرشار از عشق و آگاهی  شما در  سال های آتی و آتی نیز  هستم....

دوستت دارم ویدا جونم.....

 

 

http://vida2251.blogfa.com/

Vida.mahmoodi

 



تاريخ : جمعه 1393/01/22 | | نویسنده : شاخ نبات



تاريخ : جمعه 1393/01/15 | | نویسنده : شاخ نبات

http://axgig.com/images/86022315686790559480.jpg



تاريخ : چهارشنبه 1393/01/13 | | نویسنده : شاخ نبات

 سرتان سبز و دلتان خوش باد جاوید...

+ ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1393/01/12 | | نویسنده : شاخ نبات

http://axgig.com/images/89603877085517374415.jpg

+ با تشکر از بلاگ ناز و نیاز



تاريخ : شنبه 1393/01/09 | | نویسنده : شاخ نبات

باید مرا راهی كنی

من کیستم؟ من کیستم؟  مردی هراسان از خودم

هر لحظه بر می خیزم، از خوابی پریشان، از خودم

در بی نشانی های خود دنبال من بودم ولی

بی پرسه دور افتاده ام  چندین خیابان از خودم

تا چشم می بندم جهان در سایه پنهان می شود

من چشم پوشی می کنم اینگونه آسان از خودم

*******

من می توانم بگذرم اینگونه آسان از تو  و ...

از درد های ساده ی پیدا و پنهان از خودم

آهو تویی، صحرا منم، اما دلم آرام نیست

گاهی گریزان از تو و گاهی گریزان از خودم

آهی فرو می ریزم از پس لرزه های پلک هات

می سازم از هر ناگهان، یک نام ویران از خودم

ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 1393/01/08 | | نویسنده : شاخ نبات

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی   که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش       که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

...حافظا

ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 1393/01/08 | | نویسنده : شاخ نبات

بنگر ز صبا دامن گل چاک شده         بلبل ز جمال گل طربناک شده

در سایه گل نشین که بسیار این گل           از خاک برآمدست و در خاک شده

....خیام

ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 1393/01/08 | | نویسنده : شاخ نبات

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

....خیام



تاريخ : جمعه 1393/01/08 | | نویسنده : شاخ نبات

چمن خوش است و هوا دلکش است و می بی غش

کنون بجز دل خوش هیچ در نمی یابد

....حافظا

ادامه مطلب...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1393/01/06 | | نویسنده : شاخ نبات

مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق

گرت مدام سیر شود زهی توفیق

...حافظا



تاريخ : سه شنبه 1393/01/05 | | نویسنده : شاخ نبات

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

آن جا که باید دل به دریا زد همین جاست

در من طلوع آبی ِ آن چشم ِ روشن

یادآور ِ صبح ِ خیال انگیز ِ دریاست

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت

آنک چراغانی که در چشم ِ تو برپاست 

بیهوده می کوشی که راز ِ عاشقی را

از من بپوشانی که در چشم ِ تو پیداست

ما هر دُوان خاموش ِ خاموشیم ، اما

چشمان ِ ما را در خموشی گفت و گوهاست

****

دیروزمان را با غروری پوچ کـشتیم

امروز هم زان سان ، ولی آینده ماراست 

دور از نوازش های دست مهربانت

دستان ِ من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت راز ِ دستم را بداند

بی هیچ پروایی که دست ِ عشق با ماست

حسین منزوی



تاريخ : یکشنبه 1393/01/03 | | نویسنده : شاخ نبات

دل شبیه قایقی کوچک به دنبال تو بود
از همان اول دل بی طاقتم مال تو بود

ترس از امواج دریا در دل من جا نداشت
ساحل آرامشم باریکه ی شال تو بود

ای بهار سبز ! دنیایی دعاگوی تو شد
راز حوّل حالنا در أحسن الحال تو بود

هفت قرنِ پیش در شیراز و در "طرف چمن"
خواجه ی شیراز حتی تشنه ی فال تو بود

جمعه ها و ماه ها و سال ها مجنون شدند
این حکایت در غیاب چندصد سال تو بود

من به بغض خود سفارش کرده بودم نشکند
سینه ام آتش فشان نیمه فعال تو بود ..


{ سیدمهدی موسوی }

+ با تشکر از بلاگ ناز و نیاز



تاريخ : یکشنبه 1393/01/03 | | نویسنده : شاخ نبات

باز
اين زمين تندگام
برف را ز روي گرده مي تکاند و به صد زبان
آفتاب را
مي دهد سلام
باز باد خوش خبر
بهار شکفته مي دهد پيام
مي دود ميان لاله ها غزل سرا
جامهايشان
مي زند به جام
باز ابر باردار


خيمه مي زند به روي بام
باز بر شگون مجلس بهار
بيد مي پرکند به رقص صوفيانه اش
گيسوان سبزفام
باز نبض جويبار نقره مي زند به توده علف
با گذار آبهاي رام
روز مي رسد
روز ديگري که از نوي گرفته نام


خاسته ز جا
مردمي به راه مردمي نهاده پا
در سرود
در صلا
سال نو سلام
سال نو سلام ..



{ سياوش کسرايي }

+ با تشکر از بلاگ ناز و نیاز



تاريخ : یکشنبه 1393/01/03 | | نویسنده : شاخ نبات

خبر دارم که در فردای فرداها
بهار بهترینی هست
دری را می‌گشایی :
پشت آن، درهای دیگر هم
خبر دارم


گشوده می‌شود آن آخرین در هم ..
بهاری پشت آن در
لحظه‌ها را می‌شمارد باز
و هر قفلی
کلیدی تازه دارد باز


من از دیروزهایِ رفته دانستم
که در امروز ما تقدیر فردا آفرینی هست
خبر دارم
بهار بهترینی هست !

{ سیدعلی میرافضلی }

+ با تشکر از بلاگ ناز و نیاز



تاريخ : یکشنبه 1393/01/03 | | نویسنده : شاخ نبات
ماه من غصه چرا؟؟؟
آسمان را بنگر
که هنوز
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست، گرم...
و آبی و پر از مهر به ما می خندد
یا زمینی را که
دلش از سردی شبهای خزان
نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست
ماه من غصه چرا؟؟

تو مرا داری و من هر شب و روز
آرزویم همه خوشبختی توست
ماه من
 دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن
کار آنهایی نیست
 که خدا را دارند
ماه من
 غم و اندوه اگر هم روزی
مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا
چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
 
که خدا هست خدا هست هنوز
....ادامه مطلب


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1392/12/28 | | نویسنده : شاخ نبات

      ساقیا سایه ی ابر است و بهار و لب جوی                 

   من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی


تنورلاله چنان برفروخت بادبهار

که غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

+ بهارتان زیبا و سر سبز باد



تاريخ : سه شنبه 1392/12/27 | | نویسنده : شاخ نبات

همواره عشق، بی خبر از راه می رسد

چونان مسافری که به ناگاه  می رسد

وا می نهم به اشک و به مژگان، تدارکش

چون وقت آب و جاروی این راه می رسد

اینت زهی شکوه که نزدت کلام من

با موکب نسیم سحرگاه می رسد

با دیگران نمی نهدت دل به دامانت

چندان که دست خواهش کوتاه می رسد

میلی کمین گرفته پلنگانه در دلم

تا آهوی تو، کی به کمین گاه می رسد!

هنگام وصل ماست، به باغ بزرگ شب

وقتی که سیب نقره یی ماه، می رسد

شاعر! دلت به راه بیاویز و از غزل

طاقی بزن خجسته که دلخواه می رسد

حسین منزوی

جشن چهارشنبه سوریتان زیبا.... 

حسن



تاريخ : چهارشنبه 1392/12/21 | | نویسنده : شاخ نبات

همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگي جبران کن

.....



تاريخ : جمعه 1392/12/16 | | نویسنده : شاخ نبات

تقدیم به گیلانی های عزیز و پر مهر و ویدای مهربانم...

+تمام تلاشمو کردم نشد آهنگ گیلانی رو که دوستش دارم بذارم توی وب بنابراین لینک دانلودش رو گذاشتم اگر از اینجا نتونستید دانلود کنید سمت چپ زیر جملات دکتر شریعتی نوشته گیلان کلیک کنید  می تونید دانلودش کنید:

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=f4e07d45dfd9d44b80960c876ff168e1

+ شعر آهنگ این هست:

گیلان گیلان گل سبزه زاره گیلان

 سرخ گل سپیده گل مرزه کنار گیلان

همیشه بهاره گیلان خدا می دونه براره گیلان.......

کوه و کمان دشت و دمان ا لاله زاره گیلان... بنفشه گل همه گونه شاد و خندان.....

همیشه بهاره گیلان خدا می دونه براره گیلان...

گیله دریا ماهی داره....الهی بارش بباره گیلان همیشه بهاره

+ اگر درست نوشته باشم...:)

+ ویدا خیلی دوست داشتنی هست...خیلی



تاريخ : جمعه 1392/12/09 | | نویسنده : شاخ نبات
سرما، اگر غلاف کند تازیانه را
غرق شکوفه می کنی ای عشق! خانه را


با سرخ گل بگوی که تیغی به من دهد
تیغی چنان که بگسلد این تازیانه را


هر میوه باغ و باغ بهاری شود اگر
تأئید تو به بار رساند جوانه را

کوچکترین نسیمت اگر یاریم کند
طی می کنم خزان بزرگ زمانه را


با اشکم آب دادم و با نورت آفتاب
وقتی دلم به یاد تو افشاند دانه را


ای عشق! ما که با تو کناری گرفته ایم
سر سبز و پر شکوفه بدار این کرانه را


با دست خود به شاخه ببندش وگرنه باز
توفان ز جای می کند این آشیانه را


عشق! ای بهار مستتر! ای آنکه در چمن
هر گل نشانه ایست، توی بی نشانه را


من هم غزلسرای بهارم چو بلبلان
با گل اگرچه زمزمه کردم ترانه را


من عاشق خود توام ای عشق و هر زمان
نامی زنانه بر تو نهادم بهانه را...

حسین منزوی



تاريخ : جمعه 1392/12/02 | | نویسنده : شاخ نبات

معنای پدر در نقاشی یک کودک...

+ با تشکر از ثنا جان...




  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار